وقتی پارسا کوچولو بود
بچه ها وقتی کوچیکترن خیلی معصوم ترن پاک ترن انگار مال یه دنیای دیگه ان آسمونین هنوز این جهانی نشدن فرشته هایی که هنوز به این دنیا عادت نکردن .تا حالا به گریه های بدون علت بچه ها دقت کردین..... فرشته های آسمونی رو خیلی راحت میشه تو بچه ها دید تو خنده هاشون گریه هاشون دستای کوچولوشون چشماشون پارسا فرشته ی کوچولوی من ...
نویسنده :
مامان پارسا دردونه
17:26
امیر مهدی خاله
29 اردیبهشت پارسا کوچولوصاحب یه پسر خاله خوشگل دیگه شد. اسم این تازه وارد امیر مهدیه داداش کوچولوی امیر حسین. این آقای خوش تیپ امیر حسین تو عزیزترین خاله ای اینم اولین عکس امیر مهدی تو بیمارستان خاله قربونت بشه عززززززززززززیزم اینم یه عکس دیگه اولین باری که امیر مهدی اومد خونه ما البته اینجا آقا پسر ماچند روزیه مسلمون شده سه پسر خاله دوست داشتنی پارسا محو تماشا پسرای گل ...
نویسنده :
مامان پارسا دردونه
1:11
نیمه شعبان
گفتم که خدا مرا مرادی بفرست طوفان زده ام مرا نجاتی بفرست فرمود که با زمزمه یا مهدی نذر گل نرگس صلواتی بفرست عید تون مبارک ...
نویسنده :
مامان پارسا دردونه
2:57
مسافرت اردبیل
دو هفته پیش با مامان جون و دایی رفتیم مسافرت رفتیم دامنه های سبلان اول رفتیم آب گرم گیوی تا حالا نرفته بودیم ولی خیلی جای قشنگی بود فکر کنم تو راه خلخال به اردبیل بود . بعد رفتیم آب گرم سردابه آب گرمش خیلی خوب بود ولی طبیعت سردابه فوق العاده تر کوه های سرسبز گل های رنگارنگ گله ی گوسفنده ها چشمه های زلال تو که حسابی کیف میکردی اصلا دلت نمیخواست بریم خونه . بعد از سردابه رفتیم کلیبر اونجا هم خیلی قشنگ بود خیلی خوش گذشت مخصوصا آب گرمش آب با اینکه خیلی گرم بود تو خیلی دوست داشتی مگه میشد تو رو آورد بیرون کلی واسه خودت آب بازی کردی. از گردنه حیران رفتیم آستارا وا...
نویسنده :
مامان پارسا دردونه
1:57
بازی با کارت
روزای اول که این کارتا رو برات خریده بودم فکر نمی کردم یه روزی بتونی این طور باهاشون بازی کنی اخه اون روزا اصلا دقت نمی کردی همش حواست پرت میشد به هزار زحمت میتونستم ده دقیقه باهات کار کنم ولی الان بر عکس شده تمام روز بهترین سرگرمیت شده بازی با این کارتا تنها هم که بازی نمیکنی باید با هم بازی کنیم قربونت بشم مثل اقا ها می شینی کارتا تو می چینی دورتو میگی مامانی بپرس تا دیروز فقط در مورد تصاویر کارتا ازت میپرسیدم تو هم جواب میدادی ولی از دیروز یا بهتر بگم از امروز یه کار جدید یاد گرفتی دیروز یه بار از روی نوشته ها ازت سوال کردم سه تا از کارتا رو درست جواب دادی گفتم شاید شانسی گفتی ولی امروز یه بار دیگ...
نویسنده :
مامان پارسا دردونه
1:21
اتلیه سها
مامانی گلم این عکستو خیلی دوست دارم مثل مردا شدی با اون کلاهت قربون اون نگاه قشنگت بشم خوشملم همش میخواستی همه جا رو به هم بریزی و با گوسفندا بازی کنی. مامان و بابا بهت افتخار میکنه چوپون مهربون مواظب گله ات هستی الهی همیشه خوشحال باشی. جشن دومادی تو ببینم عشقم منتظر عکسای خوشگل پارسا دردونه باشید ...
نویسنده :
مامان پارسا دردونه
16:47











